|
|
|
|
|
به نام خالق کوهها این صعود تقدیم به همنوردانی که درقلب کوهها همچون ستاره ها در کهکشان خواهند درخشید. روحشان شاد یادشان یاد راهشان راه گزارش صعود به قله آرارت اعضای تیم: غلام حسین پور فرزین(راهنما)، رستم بمپوری سیستانی(کوهنورد آزاد)، بهروزعطائی(کوهنورد آزاد)، حمیدرضا ملکی(کوهنورد آزاد)، محمد واحدی(بهار همدان)، رضا سنگسری(دماوند)، عباس شفایی(دماوند)، شهرام سرلک(دماوند)، عاطفه عموئی(دماوند)، الهام احمدی(دماوند) و سارا عبدالمحمدی(دماوند).
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 23:32 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
سرپرستان برنامه: آقايان كاظم فريديان و مهدي دانشمند. كمك سرپرست:سركارخانم افسانه مينايي. مسير حركت: باشگاه دماوند - خيابان دماوند – اتوبان باباي – خيابان استخر – جاده لشكرك – روستاي افجه. ارتفاع قله ريزان: ارتفاع قله ریزان بین ۳۵۷۰ تا ۳۶۵۰ ذکر شده که با توجه به ارتفاع ذکر شده توسط گروه هایی که با GPS جدیدا صعود کردند و همچنین نقشه توپوگرافی منطقه ۳۵۸۲ متر دقیق ترین ارتفاع به نظر میرسد ( ارتفاع این قله در سازمان جغرافیای ارتش ۳۵۷۱ متر می باشد). وضعيت آنتن دهي مبايل: موبایل تا دشت هویج آنتن ميدهد. وضعيت آب و هوا: دماي هوا بالاي صفر و بدون وزرش باد به همراه كمي مه و بارش برف. تعداد نفرات تيم: با سرپرستان 13 نفر. در حدود ساعت 6 صبح از كنار باشگاه به سمت روستاي افجه حركت كرديم. ساعت 7:15 به روستاي افجه رسيديم. بعد از پياده شدن از ماشين و پوشيدن لباسهاي مناسب ساعت 7:30 به سمت قله حركت كرديم. در حين راه سرپرست لباسها و شرايط دوستان را بررسي كردند و تذكرات لازم را به همه دادند و بعد از حدود 20 دقيقه سرپرست يك توقف چند دقيقه اي اعلام كردند كه دوستان اشكالات رو خود را مرتفع سازند و هم كساني كه تمايل دارند كمي لباس كم كنند. آقاي فريديان كمي با تيم صحبت كردند و در مورد شرايط صعود زمستاني در كوهستان و آب و هوا صحبت كردند و چند نكته را به دوستان تذكر دادند: ü هدف امروز رسيدن به قله نيست. ü بارش برف وجود دارد . پس بهتر است كلا در اين شرايط صعود نكنيم . اما ما صعود مي كنيم تا صعود در اين شرايط را بيازماييم. ü براي پوشيدن لباس ها در زمستان اصلا تبلي نكنيم زيرا نپوشيدن لباس مناسب مي تواند عواقب وخيمي داشته باشد. ü بهتر است در زمستان صعود انفرادي نداشته باشيم. اما بايد بتوانيم كارهاي خود را به تنهايي انجام دهيم. ü رعايت فاصله مناسب در فصل زمستان از اهميت خيلي خاصي برخوردار است زيرا كه در صورت از بين رفتن تعادل نفر جلويي ممكن است سبب بروز مشكلات زيادي براي نفرات پايين تر شود. ü در زمان بارش حتما دقت كنيم تا لباس هاي خشك ما خيس نشوند زيرا راز گرم ماندن در هواي سرد داشتن لباس هاي خشك است. ü نوشيدني هاي گرم خود را تقسيم كنيم. يعني از يك فلاسك استفاده كنيم تا تمام شود و فلاسك را با هم باز نكنيم تا هميشه آب جوش مناسب داشته باشيم. ü هميشه عادت كنيم تا از باتوم ها در فصل زمستان استفاده كنيم تا هم انرژي كمتري از دست دهيم و هم براي حفظ تعادل بيشتر از آن بهره گيريم. ü اگر مسير پاكوب نبود حتما به نوبت سرقدم بودن را تغيير دهيم تا به نفر اول خيلي فشار نيايد. ü در فصل زمستان يك سري كارها رو حتما بايد از روي چك ليست انجام داد مثلا چون هوا سرد هست شايد تشنه نشيم اما خوردن آب توي زمستان خيلي به ما كمك ميكند تا خستگي كمتري داشته باشيم و يا به اين نگاه نمي كنيم كه هوا آفتابي يا ابري است، روي يك ساعت مشخص كه آفتاب در ميايد حتما بايد عينك زد چون اشعه ماوراي بنفش از زير ابر هم ما را مورد عنايت قرار ميدهد. در حدود ساعت 9:20 يه دشت هويج رسيديم و حدود 30 دقيقه براي صبحانه خوردن و استراحت كردن زمان گذاشتيم . سپس سرپرست مطالب لازم را دوباره گوش زد كردند و تيم يه صورت يك نواخت به حركت خود ادامه داد. مسيري كه ما حركت مي كرديم پا كوب بود و خوشبختانه تقريبا هيچ وزش باد خاصي نداشتيم. كمي بارش برف و مه وجود داشت كه مشكلي براي دوستان ايجاد نكرد. تقريبا بعد از هر ساعت پيمايش 10 دقيقه استراحت كرديم. تا حدود ساعت 14 پيمايش كرديم. يك ساعت اخر پيمايش به دليل شرايط خوب آب و هوايي آقاي فريديان به دوستان اعلام كردند كه هر كسي با هر تواني كه دارد ميتواند مسير را صعود كنه اما در انتهاي پاكوب بايد بايسته تا بقيه اعضاي تيم برسند. سپس به سمت پايين حركت كرديم و در حدود ساعت 16 به محلي رسيديم كه صبحانه خورديم. كمي استراحت كرديم و ناهار خورديم. در حدود ساعت 17:30 كنار ماشيين ها رسيديم و به سمت تهران حركت كرديم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 دی1388ساعت 13:33 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
این جلسه آخرین جلسه ای بود که ما تمرین کردیم چون دیگه بعدش دو روز امتحان داشتیم البته نا گفته نمونه که من یه جلسه غیبت کردم و یه جلسه تمریم استاقمت رو از دست دادم. توی این جلسه ما توی شیب منفی تمرین بیرون پا کردیم. این جا بود که من فهمیدم روی بیرون پا خیلی مشکل دارم . و به این نتیجه رسیدم که بیشتر قدرتی تمرین کردم تا تکنیکی. توی این چند جسله تمرینی که داشتم شاید خیلی چیزهای زیادی یاد نگرفته باشم اما اشکالات زیادی رو توی خودم اکتشاف کردم که برام از اهمیت خیلی بالای برخورد دار بود. مثلا توی همون تکنیکی که پروین بهمون داد و ازمون خواست تا تمریم بیرون پا کنیم هم تکنیک یاد گرفتم و هم اشکالام رو رو فهمیدم. از تکنیک بیرون پا برای ضبدر زدن دست به خوبی میشه کمک گرفت. به این صورت که از دست تو پای موافق استفاده می کینیم. یعنی اون دستی که قرار ضبدر بزنه خارج پاش رو میزنیم بعد که دستمون حرکت کرد روی پاها می چرخیم و انقال وزن میدیم. به این ترتیب وزن ما روی پای مخالف میفته و ما از انرژی کمتری برای حرکت کردن استفاده کردیم. تمرین خیلی خوبی داشتیم و بعدشم خوب سرد کردیم. و اماده شدیم تا آخر هفته یه امتحان توپ بدبم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 دی1388ساعت 14:12 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام شرمنده که من این همه تنبل شدم و کم مینویسم. یه کامنت خصوصی داشتم که نوشته بود چی شده سارا دیگه نمی نویسی؟ نکنه شوهر کردی؟؟؟؟؟؟؟؟ این موضوع من رو وادار کرد تا دوباره شروع کنم به درس و مکتب و این حرف ها. آقا اینا همش تهمته. من این کار رو نکردم. توی جلسه دهم پروین خیلی روی حمایت کردم تاکید داشت و ما بیشتر روی این موضوع تمرین کردیم. دو نفر دو نفر با هم تیم می شدیم و تمرین هایی که پروین داده بود رو خوب انجام می دادیم. پروین چند تا مسیر مشتی بهمون داد که هر کاری می کردیم با بدبختی تاپ میشد. نمی دونم چرا وقتی اون بالا روی سقف میرسیدیم کلا تکنیک مکنیک رو بی خیال میشیم. اما تمام مسیر ها رو هم میشد با قدرت بری هم با تکنیک ما کمی تونستیم از قدرت و کمی از تکنیک استفاده کنیم و بلاخره گیره اخر رو دو دست کنیم. نحوه قرار گرفتن روی سقف و گرفتن گیره و حفظ تعادل خیلی جالب بود. کمک گرفتن از تکنیک های حفظ تعادل روی دیدگاه من توی سنگ نوردی تاثیر خیلی خوبی گذاشت و این خیلی برام جالب بود.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 21 دی1388ساعت 13:57 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به تمام دوستان و كمي هم دشمنان. خيلي ممنون كه به بلاگ من سر مي زنيد و شرمنده كه يه مدت نبودم. راستش هم نت نداشتم و هم براي نوشتن وقت نداشتم. توي اين مدت چند تا برنامه رفتيم كه خيلي براي من مفيد بود. چند بار رفتم بند يخچال يه بارهم اصفهان و يه برنامه هم توچال. اما بريم سراغ كلاس خودمون كه كلاس مقدس سنگ نوردي داخل سالن هستش. اين كلاس كلا 12 جلسه هستش. و ما در جلسه آخر امتحان مي ديم و مدرك كار آموزي داخل سالن مي گيريم(به اميد خدا). توي جلسه نهم، برنامه روي دو محور مي چرخيد اول اين كه پروين حالت شماره چهار را به ما ياد داد. اين تنها حالتي هست كه دست و پا به صورت موافق با هم حركت مي كنند. به اين صورت هست كه مثلا دست راست و پاي راست در يك راستا قرار مي گيرند و پاي چپ، پشت پاي راست به منظور برقراري تعادل قرار مي گيره. بعد از تمرين در حالت چهار، پروين چند تا مسير قدرتي به ما داد تا خوب تمرين كنيم. از ما خواست كه چند تا گيره بگيريم اما حق خم كردن دست هامون رو نداشتيم و بعد گفت چند تا گيره بگيريم و اصلا حق نداشتيم كه دستامون رو صاف كنيم. تقريبا بعد از اين حركت همه مرديم. چون خيلي به دستامون فشار اومد. اما تمرين جالبي بود. چون تا حالا اين همه سائد هاي ما در گير نشده بود. اما اين پايان كار نبود. پروين اين حركت رو به ما داد تا براي اولين بار به ما يه مسير روي سقف بده. گيره گرفتن روي سقف سالن خيلي مهيج هستش. اما قوانين خودش رو داره. براي اين كه اگه بد بيفتي اون وقت كمرتم بد درد مي گيره. و اين اصلا احساس خوبي نداره. مثل هميشه اولين مسيري كه به ما داده شد رو هيچكي نتونست تاپ كنه و همه با چشماني بهت زده، دستاني به حس و اراده اي مثال زدني به سقف نگاه مي كرديم تا اين كه پروين اومد و گفت بايد چه كنيم و چه نكنيم. نكته مهم در اين نوع حركت اين كه بدونيم براي حفظ تعادل بايد مركز ثقلمون رو نزديك سقف نگه داريم. اين كار آسون نيست اما وقتي درست انجامش ميدي مي بيني كه تمرين راحت تر ميشه. انرژي كه توي سقف مصرف ميشه با انرژي مسير شيب مثبت خيلي متفاوت هستش. به نظر من بهترين كلمه اي كه ميشه براش به كار برد اينه كه خيلي خفن بود. چيزي هم كه پروين به ما گوش زد مي كرد اين بود كه وقتي روي سقف گيره پا در ميره و به صورت آونگ در مي آييم يايد اينقدر خودمون رو تاب بديم تا به گيره مورد نظر نزديك بشيم اما نبايد پا رو محكم به ديواره بكوبيم بايد يه جوري سنگ نوردي كنيم كه انگار بچه مون تو خونه خوابيده. يواش يواش به ديوار ضربه بزنيم نه تاب تاب. تمرين خوبي بود. اميد وارم از ما سنگ نورد در بياد. امروز آخر پاييزهست و ما جوجه سنگ نورد ها هنوز زنده ايم. به اميد تمرين بهتر براي بهار تا حسابي پيشرفت كنيم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 30 آذر1388ساعت 12:47 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
سه شنبه ۲۵ آبان ۸۸ هشتمین جلسه کلاس سنگ نوردی داخل سالن ما بود. بالاخره بعد ۸ جلسه پروین به ما یه مسیر توی شیب منفی داد و ما تونستیم با حالت یک با ۵ تا حرکت تاپش کنیم. خیلی جالب بود شاید یه روزی به خودمون بخندیم که چرا این همه ذوق کردیم اما واقعا حس خیلی توپی بود. همش برای خودمون دست می زدیم . برای اولین بار تونستیم یه مسیر سخت رو تاپ کنیم. امیدوارم بتونیم پیشرفت کنیم. تمرین ما توی این برنامه بیشتر قدرتی بود و روی استقامت بدنومون کار کردیم. پروین چند تا مسیر به ما داد و گفت که تاپ کنیم که فقط تونستیم روی یه مسیر تاپ بشیم. بعد دو تا تمرین سنگین داد و بهمون گقت یه مسیر انتخاب کنیم و یه یار اون مسیر رو با فقط با پای راست بریم و یه بار دیگه همون مسیر رو فقط با پای چپ بریم و به بار هم اون مسیر رو با چشم بسته بریم . دیگه خودتون حدس بزندید که چند بار این مسیر رو افتادیم تا تونستین ۵ تا گیره چشم بسته بگیریم. تمرین های استقامتی باعث میشه آدم کلی قوی بشه. از این که میرم سالن خیلی خوشحالم . به نظر خودم بدنم قوی تر شده. تمرکز خیلی موضوع مهمی هست. اصلا فکر نمی کردم بتونم چشم بسته گیره بگیرم. اما این اتفاق افتاد. پس خیلی چیز های دیگه هم ممکن اتفاق بیفته. پس رمز موفقیت فقط تمرین و تمرین و تمرین هستش. آبجی - داداش اگه می خواهی دست به سنگت ملس بشه فقط باید تمرین کنی. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 14:22 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
یک شنبه ۲۳ آبان ۸۸ هفتمین کلاس آموزشی داخل سالن ما برگزار شد. توی این جلسه ما روی حمایت کار کردیم. حمایت دیواره داخل سالن با حمایت توی طبیعت یه کم فرق می کنه. چند تا نکته یادگرفتیم که ذکرشون باعث میشه تا بعدا مرورشون کنم. - برخلاف طبیعت که ما هیچ وقت با ۸ فرود حمایت نمی کنیم توی سالن با ۸ فرود حمایت می کنیم. - برخلاف طبیعت که خیلی مهمه حمایت چی و صعود کننده با هم حرف بزنند مثلا بگند حمایت آماده یا صعود می کنم توی داخل سالن این موضوع خیلی رعایت نمیشه که البته به نظر من باید رعایت بشه. - ۸ فرود ابزاری که اصطحکاک کمی داره برای همین ما باید طوری ازش استفاده کنیم که بیشترین شکست رو داشته باشه. پس وقتی می خواهیم کارابین رو به صندلی وصل کنیم حتما باید از دو حلقه صندلی استفاده کنیم نه از تک حلقه چون اینجوری اصطحکاک بیشتر میشه. - زاویه شکت طناب حتما باید به سمت پایین باشه تا طناب سرعت نگیره. - برای فرود دو مدل میشه طناب داد یکی این که دست به صورت نردبانی حرکت کنه و دیگه این که طناب آروم توی دست ما سر بخوره و چون ما تازه کاریم بهتره که نردبانی طناب بدیم. - در حالت قرقره بهترین زاویه برای حمایت چی زاویه ۹۰ درجه نسبت به کارکاه هست. - همیشه وقتی میخواهیم توی صعود سرطناب اسلینگ بندازیم اگه به شیب منفی رسیدیم بهتر که اولین اسلینگ رو بلند انتخاب کنیم که طناب زیاد نشکنه و کمتر آسیب ببینه. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت 21:56 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
سه شنبه ۱۹ آبان ۸۸ ما جلسه سوم کلاس سنگنوردی داخل سالن داشتیم. توی این جلسه اول پروین چند تا مسیر به ما داد تا حسابی روش تمرین کنیم. و بعدش در مور حالت سوم توی سنگ نوردی برامون توضیح داد. روش انجام تکنیک: بر خلاف حالت های دیگه که ما همیشه سه نقطه اتکا داریم توی این حالت فقط دو نقطه اتکا وجود دارد و به این صورت اجرا میشه که گیره پا باید بالاتر و یا هم تراز مرکز ثقلمون قرار بگیره و بر خلاف حالت دوم که دست و پا در راستای مرکز ثقلمون قرار میگیره توی این روش ما پا رو بالاتر از مرکز ثقل میذاریم و اون رو حسابی خم می کنیم و یا به اصطلاح میشکنیم. بعد روی پای خم شده میشینیم و مرکز ثقلمون رو به دیواره نزدیک میکنیم . درمورد گیره دست هم زاویه این گیره با دستمون میتونه هم ۹۰ درجه باشه و هم در راستای مر کز ثقل باشه. به این ترتیب با دو نقطه اتکا می تونیم به تعادل برسیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 14:57 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
يكشنبه 17 آبان 88 ما يه جلسه خوب سنگنوردي داخل سالن داشتيم. بعد از اين كه حسابي گرم كرديم. پروين يه مسير بهمون داد و گفت يه دقيقه وقت داريد كه مسير خوني كنيد. ما اين كار رو كرديم، بعدش اين حرف ها رد و بدل شد:
پروين : وقتي كه مسير خوني ميكنيم بايد به همه اين ها توجه كنيم اگه دقيق انجام نديم مراحل كار از دست ما در ميره. بايد جواب همه اين سوال ها را داشته باشيم تا بتونيم صعود خوبي داشته باشيم. مراحل صعود به سه دسته تقسيم ميشه :
يه مطلب مهم ديگه اي كه ياد گرفتيم حالت هاي صعود بود. كلا چهار تا حالت صعود داريم. اما چون ما مبتدي هستيم فعلا با دو حالت اول كار ميكينيم.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 10:44 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||
|
|
|
|
|
جمعه 15 آبان 88 به اتفاق كارگروه سنگ نوردي رهسپار سرزمين ديار عشق، بند يخچال شديم. قرار ساعت 6 صبح پاي مجسمه بود. اين برنامه به سرپرستي آقاي رضا موسوي و كمكها آقايان رضا سنگ سري، عليرضا عليزاده، وحيد طهوري و سركار خانم فرزانه ثروت اجرا شد. كمك سرپرست ها قبل از ما براي گرفتن سنگ و ريختن طناب حركت كردند. 45 دقيقه بعد از حركت رسيديم كمپينگ باغچه و كلي خورديم. نمي دونم راز اين صبحونه توي كوه چيه. با اين كه اصلا فعاليت نكردي كلي مي خوري اما بعدش كه كلي فعاليت مي كني براي ناهار كم مي خوري. نمي دونم چرا توي كوه رابطه بين فعاليت و خوردن معكوسه. شايد به خاطره اينكه كوهنورد ها كلا يه كم ....... اول قرار بود كه روي سنگ مريم كار كنيم. اما چون کارگاه گير نياورديم روي رخ شرقي چكمه كار كرديم. قبل از اين كه شروع كنيم به تمرينات، رضا موسوي برامون يه كلاس تئوري گذاشت. در ابتدا هدف از اين برنامه رو برامون توضيح داد: - حمايت با گره و قفل كردن اون. - حمايت با گيري گيري. - حمايت با ابزارهاي حمايتي همانند ريورسو تري و فقل كردن اون. بعد گفتن اهداف، يه سري نكات به صورت تئوري به ما ياد داد: - هميشه توي سنگ نوردي يه كار رو انجام ميديم: اگه گره مي زنيم يا تونيك مي پوشيم يا حمايت مي كنيم فقط روي اون كار تمركز مي كنيم. - بهتر ناخون ها رو وسط هفته بگيريم كه سرش تيز نباشه و ما رو اذيت نكنه. - گره هشت چهار تا خروجي داره كه بايد هر چهار تا خوب کشیده بشه. - گره بولين رو حتما دولا مي زنيم. - اگه گره هشت بزرگ باشه ممكن باعث بشه كه ما بچرخيم و كله پا بشيم. - هشت تعقيب هر چي كوچيكتر باشه بهتره. - بهتر هشت تعقيب رو از پايين داخل صندلي رد كنيم (قانون نيست). - وقتي مي خواهيم از كارابين استفاده كنيم بايد ببينيم كه چه نوع كارابيني كجا كاربرد داره. مثلا بهتر كه براي حمايت كردن از كارابيني كه زاويه داره استفاده نكنيم، يا براي كارگاه زدن بهتر كارابين زاويه داشته باشه تا شكست بيشتر باشه...... - هرگز نشه فراموش، به اين بده تو خوب گوش ، پس خود حمايتت كوش؟ بعد از اينكه كلاس تئوري تموم شد به سه گروه تقسيم شديم. سه تا كارگاه زديم و سه مدل حمايت كردن رو ياد گرفتيم. تيم ما اول از ريورسو تري شروع كرد. براي حمايت كردن با اين وسيله بايد دقت كنيم كه به جهت قرار دادن طناب توجه كنيم. چون اگه اشتباه كنيم به جاي اينكه وسيله حمايتي داشته باشيم يه قرقره درست كرديم و فرد صعود كننده حسابي سقوط مي كنه. بعدشم در مورد قفل كردن طناب روي ابزار حمايتي ريورسو تمرين كرديم . بعدش تيم ما رفت روي كارگاهي كه با گره حمايت مي كرد. خيلي مهمه كه همه بلد باشند با گره حمايت كنند. چون كه بنا به هر دليلي ممكن ما وسيله نداشته باشيم يا وسيلمون رو از دست بديم. پس بايد بلد باشيم تا با گره حمايت، صعود كننده رو حمايت كنيم. متاسفانه من نتونستم با كارگاهي كه از گيري گيري استفاده مي كرد كار كنم. آخه......... اما داستان روز جمعه از اين جا به بعد رنگ بوي ديگه به خودش ميگيره. چشمتون روز بد نبينه. من داشتم دوستم رو حمايت مي كردم كه يه دفعه يه زنبور مهرباون (فكركنم هاچ بود) و دوست داشتني نشست روي شاهرگ گردن من گردن شگسته و حسابي بنده رو مورد عنايت قرار داد. تا حالا زنبور نيشم نزده بود. اصلا نمي دونستم كه اين همه نيش زنبور ميتونه فكر آدم رو به هم بريزه. دردش مهم نبود. سرگيجه و لرزش بدنم مهم نبود. بدترين اتفاق ممكن گزيدگي روي شاهرگ گردن نبود. بدترين حالت اين بود كه من حمايت رو ول كردم. شانس اوردم كه اين اتفاق وقتي افتاد كه دوستم توي فاصله 20 سانتيمتري زمين بود. واقعا از خودم پرسيدم كه اگه اين بنده خدا اون بالا بود، اگه رضا سنگ سري كنار حمايت من واينستاده بود، اگه دوستم با گردن مي خورد زمين و ..... من بايد چه كار مي كردم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شايد بزرگترين درسي كه توي اين برنامه ياد گرفتم ارزش يه حمايت چي خوب بودن بود. اونجا بود كه درك كردم يه حمايت چي خوب يعني يه هم طناب خوب يعني كسي كه تو هميشه و هميشه ميتوني روش حساب كني. حقيقت اين بود كه من حمايت چي خوبي نبودم. هميشه فكر مي كردم كه صعود سخترين بخش سنگ نوردي هستش. اما جمعه فهميدم كه اگه خوب صعود نكني مي توني بيايي پايين اما اگه بد حمايت كني ممكن دوستت ديگه هيچ وقت نتونه بره بالا. اين اولين انتقال تجربه منه كه با تمام وجود خطر رو حس كردم. پس هميشه يادمون باشه كه حمايت چي مثه سرباز وطن ميمونه. بايد براي حفاظت از جون هم طنابش بجنگه نه اين كه مثه من طناب رو رها كنه. من اينجا به همه ميگم كه اشتباه كردم. تا اين كه يه روزي نياد كه يكي از شما دوستان خوبم مثه من شرمنده خودتون باشيد. از حمایت و توجه سرپرست و همراهی همه دوستان و دشمنان تشکر می کنم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 17 آبان1388ساعت 12:31 توسط سارا عبدالمحمدي
|
|
||